نوع فایل: word قابل ویرایش 22 صفحه
مقدمه:
((هرفرد محصول یک فرآیند طولانی از رشد وتکامل است و این فرآیند نه تنها از هنگام تولد،بلکه از لحظه انعقاد نطفه آغاز می شود و تا دم مرگ ادامه دارد))
(( در فرآیند رشد و تکامل،ثبات و سکونی وجود ندارد))
در تعریف روان شناسی هنوز هم میان روان شناسان،اختلاف نظر وجود دارد.
مهمترین مساله مورد اختلاف بین روان شناسان((چگونگی تغییر رفتار)) است و شاید هم دشوارترین و پیچیده ترین و اساسی ترین مساله روان شناسی می باشد چون ارزش عملی روان شناسی با میزان موفقیت آن در تغییر رفتار مخصوصاَ در انسان از وضع موجود به وضع مطلوب بستگی مستقیم دارد.چنانکه آلفرد بینه،تئود و رفلور نوی و کلاپاردسه معلم روان شناسی معتقدند اگر انسان روان شناسی واقعاَ علم رفتار است.امکان ندارد که((علم محض)) باشد آنچه ضرورت دارد این است که ما در پایان تحقیق خود باید به نتایج علمی برسیم.نتایجی که مردم را در زندگی روزانه شان کمک خواهند.
در میان حوزه های متعدد و متنوع روان شناسی،شاید وسیع ترین حوزه آن،حوزه رشد و یاد گیری است.زیرا این دو ویژگی از خصایص همیشگی و استمراری- مخصوصاَانسان است وتوقف یا تعطیل آن دو مسلماَ به پایان زندگی خواهد انجامید.از این رو تا مطالعه در هر یک از حوزه های روان شناسی،تقریباَ بدون استثنا،مستلزم مطالعه روان شناسی رشد و روان شناسی یادگیری است.
روان شناسی رشد،کم وکیف یا وضع رشد و نمو ساخت بدنی،رفتار و کنش ذهنی را در انسان وسایر حیوانات ازلحظه انعقاد نطفه تا پیش از مرگ مطالعه و بررسی می کند.
وروانشناسی یاد گیری به مطالعه چگونگی برقراری ارتباط بین فرد و محیط که شرط لازم زندگی است و عواملی که او را به اموختن برمی انگیزد و چگونگی آموختن و اصول و قوانین حاکم بر آن می پردازد.
در واقع یادگیری پلی است بین الگوهای رفتار فطری ما و مقتضیات یا الزام های محیط طبیعی و اجتماعی که در آن زندگی میکنیم.به گفته آلپورت ((یادگیری هر چه باشد و به صورت آنرا تعریف کنند چیزی جز آمادگی سرشت آدمی برای قبول صورت بندی های نو نیست))
همچنین این حقیقت را امروز همه ی زیست شناسان قبول دارند که زندگی انسان از روز تولد شروع نمی شود بلکه سر آغاز آن از لحظه انعقاد نطفه در رحم است که یک عده خصایص غیرعادی بچه به هنگام تولد یا آنچه بعداَ ظاهر می شوند نقصهای ارثی نیستند بلکه محصول شرایط نا مساعد محیط رحم مادرند،ونیز مدت زندگی جنینی و تجربه تولد در ساخت روان شناختی وزیست شناختی در زندگی بعدی اثر می گذارد.خلاصه هر گونه مطالعه رفتار و کوشش برای تغییر آن بدون شناخت علمی چگونگی رشد و تکامل آن غیر ممکن یا نادرست است.
روان شناسی رشد جدید ما را در مطالعه رفتار فرد مخصوصاَ در دوران کودکی او به این اعتقاد برمی انگیزد که کودک یک سیستم است.کودک زندگی را همچون یک سیستم آغاز میکند نه مجموعه ای از قسمت ها یا واحدهای مجزا و مستقل از هم.اجزایی که این سیستم را به وجود می آورند در سا ختی سازمان یافته اند و در هر گونه کنش با همدیگر همکاری می کنند.هر جزئی از این سیستم تنها د رارتباط با اجزای دیگر به صورت کل معنا پیدا می کند.مثلاَ دست در ارتباط با مجموعه ترکیبی ساخت دارای معناست و برای توصیف و شرح عمل یا کنش است.لازم است آن را در ارتباط خاصی که با کنش کل سیستم دارد قرار دهیم.در هر فعالیتی از این سیستم کل موجود زنده در بر گرفته شده است.
وایتهد در کتاب((هدفهای ترتیبی))میگوید)):کودک همچون یک سیستم مولد است اگر به او غذا بدهیم او آن را به انرژی تبدیل میکند.اگر هم غذا بدهیم و هم چراغ را جلو چشمش روشن کنیم وصدایی نیز تولید کنیم او انرژی را به شکل رفتارظاهر خواهد ساخت.
بنابراین ما میتوانیم از کودک به صورت یک سیستم انرژی سخن بگوییم که مواد خام آن عبارتند از غذاوتحریک و رفتار یکی تولیدات آن است از جمله همکاریهای بسیار مهم که والدین و معلمان میتوانند د رارتباط با رشد و تکامل کودک انجام بدهند این است که او را در راههای سازنده فردی و اجتماعی کمک کنند.))کودک بصورت یک سیستم دائماَ می کوشد به ثبات کنشی در تغییر محیطش دست یابد.
کودک جویای تحرک است،کودک بعنوان یک موجود زنده به هر چیزی که در اطرافش قرار دارد حساس است.
او بطور طبیعی برای دیدن،شنیدن،لمس کردن،چشیدن وبوئیدن مجهز است.او بوسیله ی این ابزارهای طبیعی با دنیایی که در آن زندگی میکند آشنا میشود.لکن اوتنها به این دنیا اجازه نمیدهد که وارد وجود او شود بلکه او آنرا جستجو میکند.بچه منتظر نمیشود که چیزی مستقیما در معرض دید یا جلو چشم او قرار بگیرد بلکه سرش را این طرف و آن طرف میگرداند تا این چیز و آن چیز را ببیند.کودک قسمت بیشتر اوقات بیداری خود را در کشف بصری اشخاص و اشیای اطرافش صرف می کند. چون کودک دائما در حال کنکاش و جستجو است بنابراین آمادگی دارد که با هر چیز و هر کس آشنا شود.در ضمن تجربه میتواند بین اشیا و بین اشخاص ترجیح دهد و بعضی را دوست بدارد و از بعضی متنفر باشد.کودک تنها جوینده تحریک نیست بلکه می خواهد آنرا طولانی هم کند مگر اینکه موجب ناراحتی و درد او شود.اگر چه دقت کودک کوتاه مدت است لکن بعضی وقتها که او نمی تواند از یک تجربه به مطلوبش برسد آنرا بارها تکرار میکند.
خلاصه مقاله:
رشد وگسترش شهر تهران و تغییر مداوم ابعاد شهرى ضرورت ایجاد شبکه منسجم و به هم پیوسته از راه هاى شهرى را به صورت سلسله مراتبى معین و تعریف شده ایجاب میکند شبکه اى منسجم با ضوابط و آیین نامه هاى موجود که در آن ترتیب قرار گیری و ارتباط راه هاى فرعى تا جمع کننده ها ودر نهایت بزرگراه هاى درون شهرى کاملا رعایت شده باشد در چنین مجموعه اى بزرگراه به عنوان بیرونى ترین عنصر راه هاى درون شهر در نظام سلسله مراتب (مبتنى بر تعریف موجود در آیین نامه) بیشتر واحد در ارزش و نقش جابجایى و دسترسى خواهد بود بدین ترتیب بزرگراه های درون شهرى باید بتوانند سواره ها را از مکانى به مکان دیگرى منتقل کند و وظیفه تامین دسترسى را بر مبناى سلسله مراتب شبکه به خیابان هاى شریانى واگذار نماید اما مسئله اى که اغلب از دید طراحان شبکه راه ها به دور مى ماند این است که با توجه به وضعیت فعلى شهر تهران شبکه راه هاى شهر باید با تغییرات درونى محله ها ساماندهى گردد نه اینکه مانند یک نقشه از پیش تعیین شده بر روى نقشه شهر قرار گیرد بلکه به مقتضاى وضعیت پیشنهادى تغییر حالت ها و اتفاقات ناگهانى را در زمینه و بافت شهر سبب گردد. براى رسیدن به این هدف نکاتى باید مد نظر طراحان قرار گیرد که نقطه مشترک کار طراحان شهرى و طراحان بزرگراه ها مى باشد از اصلى ترین این نکات مسئله حریم راه و ارتباط آن با بافت مجاور است که به طور کلى در قالب مسائلى مثل آلودگی ها و ایمنى و دید بصرى موضوع منظر شهرى بزرگراه ها را شکل مى دهد بنابراین در این مقاله براى رسیدن به طراحى مناسب بزرگراه ها و همخوانى آن با زمینه بافت شهرى باید مد نظر طراحان بزرگراه از سویى و طراحان راه از سوى دیگر قرار گیرند بررسى تحلیل شده و نظر بزرگراه هاى شهرى موجود در تهران نیز بر این پایه ارزیابی شود
کلمات کلیدی:بزرگراه ، منظرشهری ، کالبدشهری ، فضای شهری
خلاصه مقاله:
رشد وگسترش شهر تهران و تغییر مداوم ابعاد شهرى ضرورت ایجاد شبکه منسجم و به هم پیوسته از راه هاى شهرى را به صورت سلسله مراتبى معین و تعریف شده ایجاب میکند شبکه اى منسجم با ضوابط و آیین نامه هاى موجود که در آن ترتیب قرار گیری و ارتباط راه هاى فرعى تا جمع کننده ها ودر نهایت بزرگراه هاى درون شهرى کاملا رعایت شده باشد در چنین مجموعه اى بزرگراه به عنوان بیرونى ترین عنصر راه هاى درون شهر در نظام سلسله مراتب (مبتنى بر تعریف موجود در آیین نامه) بیشتر واحد در ارزش و نقش جابجایى و دسترسى خواهد بود بدین ترتیب بزرگراه های درون شهرى باید بتوانند سواره ها را از مکانى به مکان دیگرى منتقل کند و وظیفه تامین دسترسى را بر مبناى سلسله مراتب شبکه به خیابان هاى شریانى واگذار نماید اما مسئله اى که اغلب از دید طراحان شبکه راه ها به دور مى ماند این است که با توجه به وضعیت فعلى شهر تهران شبکه راه هاى شهر باید با تغییرات درونى محله ها ساماندهى گردد نه اینکه مانند یک نقشه از پیش تعیین شده بر روى نقشه شهر قرار گیرد بلکه به مقتضاى وضعیت پیشنهادى تغییر حالت ها و اتفاقات ناگهانى را در زمینه و بافت شهر سبب گردد. براى رسیدن به این هدف نکاتى باید مد نظر طراحان قرار گیرد که نقطه مشترک کار طراحان شهرى و طراحان بزرگراه ها مى باشد از اصلى ترین این نکات مسئله حریم راه و ارتباط آن با بافت مجاور است که به طور کلى در قالب مسائلى مثل آلودگی ها و ایمنى و دید بصرى موضوع منظر شهرى بزرگراه ها را شکل مى دهد بنابراین در این مقاله براى رسیدن به طراحى مناسب بزرگراه ها و همخوانى آن با زمینه بافت شهرى باید مد نظر طراحان بزرگراه از سویى و طراحان راه از سوى دیگر قرار گیرند بررسى تحلیل شده و نظر بزرگراه هاى شهرى موجود در تهران نیز بر این پایه ارزیابی شود
کلمات کلیدی:بزرگراه ، منظرشهری ، کالبدشهری ، فضای شهری
خلاصه مقاله:
رشد وگسترش شهر تهران و تغییر مداوم ابعاد شهرى ضرورت ایجاد شبکه منسجم و به هم پیوسته از راه هاى شهرى را به صورت سلسله مراتبى معین و تعریف شده ایجاب میکند شبکه اى منسجم با ضوابط و آیین نامه هاى موجود که در آن ترتیب قرار گیری و ارتباط راه هاى فرعى تا جمع کننده ها ودر نهایت بزرگراه هاى درون شهرى کاملا رعایت شده باشد در چنین مجموعه اى بزرگراه به عنوان بیرونى ترین عنصر راه هاى درون شهر در نظام سلسله مراتب (مبتنى بر تعریف موجود در آیین نامه) بیشتر واحد در ارزش و نقش جابجایى و دسترسى خواهد بود بدین ترتیب بزرگراه های درون شهرى باید بتوانند سواره ها را از مکانى به مکان دیگرى منتقل کند و وظیفه تامین دسترسى را بر مبناى سلسله مراتب شبکه به خیابان هاى شریانى واگذار نماید اما مسئله اى که اغلب از دید طراحان شبکه راه ها به دور مى ماند این است که با توجه به وضعیت فعلى شهر تهران شبکه راه هاى شهر باید با تغییرات درونى محله ها ساماندهى گردد نه اینکه مانند یک نقشه از پیش تعیین شده بر روى نقشه شهر قرار گیرد بلکه به مقتضاى وضعیت پیشنهادى تغییر حالت ها و اتفاقات ناگهانى را در زمینه و بافت شهر سبب گردد. براى رسیدن به این هدف نکاتى باید مد نظر طراحان قرار گیرد که نقطه مشترک کار طراحان شهرى و طراحان بزرگراه ها مى باشد از اصلى ترین این نکات مسئله حریم راه و ارتباط آن با بافت مجاور است که به طور کلى در قالب مسائلى مثل آلودگی ها و ایمنى و دید بصرى موضوع منظر شهرى بزرگراه ها را شکل مى دهد بنابراین در این مقاله براى رسیدن به طراحى مناسب بزرگراه ها و همخوانى آن با زمینه بافت شهرى باید مد نظر طراحان بزرگراه از سویى و طراحان راه از سوى دیگر قرار گیرند بررسى تحلیل شده و نظر بزرگراه هاى شهرى موجود در تهران نیز بر این پایه ارزیابی شود
کلمات کلیدی:بزرگراه ، منظرشهری ، کالبدشهری ، فضای شهری