استراتژی فازی برای کنترل خودرو های هیبریدی
فایل ورد و قابل ویرایش
امروزه با افزایش قیمت سوخت و همچنین لزوم رعایت استانداردهای کنترل آلایندگی محیطزیست، کاربرد خودروهای جدید با سوختهای جایگزین را بیش از پیش موردتوجه قرار دادهاست. در دهه 90 خودروهای الکتریکی برای رفع این مشکلات مدنظر بودهاند ولی مشکلاتی نظیر طی مسافت کم، زمان شارژ طولانی و قیمت بالای اینگونه خودروها، خودروسازان جهان را به سمت ترکیب خودروهای احتراق داخلی و موتورهای الکتریکی سوق داد. امروزه اکثر خودروسازان امریکایی و ژاپنی و بعضی از خودروسازان اروپایی، تحقیقات وسیعی را در این زمینه انجام و حتی نمونه خودروهای خود را به بازار ارائه کردهاند. در راستای این تحقیقات، انواع مختلفی از این نوع خودروها بهصورت نمونه و یا تولید محدود به بازار معرفی شدهاند که اکثر آنها در دو گروه خودروهای هیبریدی سری و موازی قرار میگیرند. یکی از مهمترین قسمتهای این نوع خودروها کنترلر آن است که وظیفه تقسیم بار بین موتورالکتریکی و موتور احتراقی را با حفظ وضعیت باطری و کارایی عملکردی خودرو را به عهده دارد. پیشبینی میشود با وضعیت فعلی سوخت تا سال 2010 حداقل 10 درصد از خودروهای تولیدی از نوع هیبریدی باشند.
فصل 1- استراتژی فازی برای کنترل خودرو های هیبریدی.. 6
1-1- مقدمه 6
1-2- خودروهای هیبریدی سری و موازی.. 6
1-3- منطق فازی.. 10
1-4- کنترل فازی خودروهای هیبریدی.. 11
1-5- جمع بندی.. 15
1-6- منابع: 17
فایل بصورت ورد و پی دی اف و در 17 صفحه می باشد.
شرح مختصر : مدیران ارشد سازمان تأثیر قابل توجهی را که فناوری اطلاعات میتواند روی موفقیت سازمان داشته باشد، درک کردهاند. مدیران امیدوارند که درک و شناخت خود را از روشهای مبتنی بر فناوری اطلاعات که به کار برده شده است و نیز احتمال به کار بردن موفقیتآمیز آن را برای کسب مزیت رقابتی افزایش دهند. بنابراین هیئت مدیره و مدیران اجرایی نیاز دارند که مدیریت و نظارت روی IT را افزایش دهند، برای اینکه اطمینان یابند که IT سازمان، استراتژیها و هدفهای سازمان را دنبال میکند و برآورده میسازد. از اینرو راهبری فناوری اطلاعات (IT Governance = ITG) به عنوان بخش جدایی ناپذیر مدیریت سازمان در نظر گرفته میشود. این مقاله با هدف معرفی راهبری فناوری اطلاعات و دلایل اهمیت آن و آشنایی با چگونگی پیادهسازی آن تهیه شده است تا مدیران را در جهت به کارگیری راهبری فناوری اطلاعات در سازمانها یاری کند. راهبری فناوری اطلاعات عبارتی است که برای توصیف اینکه چطور افراد برای مدیریت یک نهاد، فناوری اطلاعات را درسرپرستی، نظارت،کنترل و رهبری مورد توجه قرار میدهند، به کار برده میشود.
فهرست :
چکیده
مقدمه
وضعیت ساختار IT در سازمانهای سده بیست و یکم
راهبری فناوری اطلاعات چیست؟
چرا راهبری فناوری اطلاعات اهمیت دارد؟
چه کسانی در سازمان درگیر راهبری فناوری اطلاعات هستند؟
راهبری فناوری اطلاعات چه فعالیتهایی را پوشش میدهد؟
چارچوب COBIT
اصول چارچوب COBIT
چگونه COBIT را به سازمان معرفی میکنید؟
برای پذیرش COBIT چه کسانی باید تحت تاثیر قرار گیرند؟
چرا یک سازمان باید COBIT را بپذیرد؟
حوزه و محدودیتهای COBIT چه هستند؟
چگونه COBIT را در سازمانتان اجرا کنید؟
انجام ممیزی با استفاده از COBIT
نتیجهگیری
برنامه ریزی راهبردی- استراتژیک- فرایندی است سازمانی برای تعریف راهبرد سازمان و تصمیم گیری برای چگونگی یافتن منابع مورد نیاز برای رسیدن به مقصود استراتژی، صورت میگیرد. این فرایند افراد و منابع را نیز شامل میشود.
برای آنکه سازمان بداند به کجا خواهد رفت باید بداند اکنون دقیقاً کجا قرار گرفته است. پس از آن باید آنچه میخواهد باشد را به درستی تعریف کرده و چگونگی رسیدن به آن جایگاه را مشخص کند. مستندات حاصل از این فرایند را برنامهٔ راهبردی سازمان مینامند.
برنامه ریزی راهبردی برای برنامه ریزی مؤثر به منظور تصویر کردن طرح و برنامه یک سازمان بکار میرود، اما هرگز نمیتواند مشخصا پیشبینی کند بازار در آینده دقیقاً چگونه خواهد بود و در آیندهٔ نزدیک چه اتفاقاتی رخ خواهد داد.
به هر رو، متفکران استراتژی در سازمان میباید استراتژیهای سازمان را بر اساس زنده ماندن در شرایط سخت طراحی کنند.
درواقع برنامه ریزی راهبردی به نوعی تصویر رسمی آیندهٔ سازمان است. هر برنامهٔ راهبردی دست کم به یکی از پرسشهای زیر پاسخ خواهد داد: ۱- ما دقیقاً چه کار میکنیم؟
۲- برای چه کسی کار میکنیم؟
۳-چگونه کار خود را به بهترین شکل ممکن انجام دهیم؟
در برنامه ریزیهای تجاری ممکن است پرسش سوم به شکل زیر پرسیده شود:
چگونه میتوان رقیب را از سر راه برداشت یا از رقابت اجتناب کرد؟
در این رویکرد بیشتر بدنبال شکست دادن رقیبان هستیم تا بهترین بودن!
در بسیاری از سازمانها برنامه راهبردی دربارهٔ این است که سال آینده سازمان به کجا خواهد رسید که به طور معمول تر در خصوص سه تا پنج سال آینده (دراز مدت) نیز صادق است، اگرچه بعضی از سازمانها چشم انداز خود را تا ۲۰ سال آینده گسترش دادهاند.
چشم انداز: چگونگی سازمان در آینده را تعریف میکند. چشم انداز یک افق دراز مدت است که گاهی جهانی را که سازمان در آینده در آن فعالیت میکند توصیف میکند. برای مثال، نیکوکاری که به فقیری کمک میکند ممکن است بیانیه چشم اندازی داشته باشد که میگوید: «یک جهان بدون فقر». یک بیانیه چشم انداز آیندهٔ سازمان را به صورت خلاصه بیان میکند. این بیانیه بر روی آینده متمرکز میشود.
مأموریت: هدف بنیادی یک سازمان یا یک سرمایهگذاری را بیان میکند، مختصراً توضیح میدهد چرا سازمان وجود دارد و برای رسیدن به چشم اندازش چه کاری انجام میدهد.
گاهی مأموریت برای نمایش تصویر سازمان در آینده به کار میرود. یک بیانیه مأموریت گاهی جزییات کارهای را که انجام داده در اختیار میگذارد و به سؤال "چه کاری انجام میدهیم؟" پاسخ میدهد. برای مثال ممکن است نیکوکار "کار آموزی برای بیکار و بی خانمان" را فراهم سازد. یک بیانیه مأموریت مشتری و فرایندهای مهم را تعریف میکند. این بیانیه سطح کارایی مطلوب را به آگاهی شما میرساند و معیار تصمیم گیری صریح را مهیا میسازد.
در معدودی از شرکتها یک بیانیه چشم انداز ممکن است شبیه یک بیانیه مأموریت باشد، اما این میتواند یک خطای سنگین باشد چرا که میتواند موجب سردرگمی مردم شود.
کدام یک اول میآیند؟ بیانیه مأموریت یا بیانیه چشم انداز؟ بستگی دارد. اگر شما یک کسب و کار تازه یا طرح یا برنامهٔ جدید برای خدمات جاری خود داشته باشید، آنگاه چشم انداز، مأموریت و باقی برنامههای استراتژیک را هدابت خواهد کرد. اگر شما یک کسب و کار تأسیس شده دارید در حالیکه مأموریت ایجاد شده، آنگاه مأموریت، چشم انداز و باقی برنامههای استراتژیک را هدایت میکند. در هر صورت شما نیازمند دانستن اهداف بنیادی خود یعنی -ماموریت، موقعیت کنونی شما از نظر منابع درونی و قابلیتها (تعداد نفرات و/یا نقاط ضعف) و شرایط بیرونی (فرصتها و/یا تهدیدها)، و اینکه به کجا میخواهید بروید - و چشم انداز آینده هستید. این مهم است که شما پایان و نتیجه مطلوب را از ابتدا در نظر بگیرید.
تدوین «برنامهریزی استراتژیک» یک فرایند است. برای آنکه سازمان بداند به کجا خواهد رفت باید بداند اکنون دقیقاً کجا قرار گرفته است. پس از آن باید آنچه میخواهد باشد را به درستی تعریف کرده و چگونگی رسیدن به آن جایگاه را مشخص کند. مستندات حاصل از این فرایند را برنامه راهبردی سازمان مینامند. به دیگر سخن، برنامهریزی راهبردی تلاشی منظم و سازمانیافته جهت اتخاذ تصمیمها و مبادرت به اقدامات بنیادی است که به موجب آن، اینکه یک سازمان (یا هر موجودیت دیگر) چیست، چه میکند و چرا اموری را انجام میدهد مشخص خواهد شد (السن و ایدی، ۱۹۸۲؛ نقل در: [۴]). در متون مختلف، از این نوع برنامهریزی با عناوین: برنامهریزی جامع، استراتژیک و راهبردی یاد میشود. اساساً هر نظام برنامهریزی استراتژیک باید به این «چهار پرسش اساسی» پاسخ دهد (لورنچ، ۱۹۸۰؛ نقل در: [۴]).
- به کجا میرویم؟ (فلسفه وجودی)
- چگونه میخواهیم به مقصد برسیم؟ (استراتژیها)
- امکانات ما برای اقدام چیست؟ (بودجه)
- چگونه آگاه میشویم که در مسیر درست حرکت کنیم؟ (کنترل)
در ادامه به مراحل برنامهریزی استراتژیک در متون مختلف اشاره میشود.
مراحل مختلف فرایند برنامهریزی راهبردی[ویرایش]
الوانی (۱۳۷۴) در کتاب «مدیریت عمومی» مراحل ذیل را برای برنامهریزی استراتژیک نام برده است:
مراحل برنامه ریزی راهبردی (الوانی، ۱۳۷۴)
تعیین و تدوین اهداف آینده سازمان: این مرحله، به عنوان مهمترین مرحله معرفی شده است. وظیفه تعیین و تدوین اهداف آینده به عهده مقامات سطوح بالای سازمان و به معنی درک و تشخیص صحیح مأموریت و مقاصد سازمان است. ارزشها و انتظارات جامعه از سازمان و امکانات و منابع سازمان، در تعیین اهداف اهمیت دارد.شناخت اهداف و استراتژیهای موجود سازمان: منظور بررسی اهداف و مأموریتهای فعلی سازمان و تعیین وجوه افتراق و اختلاف آنها با هدفهای تعیین شده است.تجزیه و تحلیل شرایط محیطی: در این مرحله باید از عوامل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، فنی و اقلیمیمؤثر بر سازمان و اهداف آن آگاهی کامل داشت. بدین منظور به سنجش تغییرات عوامل محیطی و آثار آن بر سازمان و همچنین شناسایی و تحلیل تهدیدها و فرصتهای محیط خارجی بر سازمان پرداخته میشود. برایسون (۱۹۸۸) معتقد است، عوامل محیطی (بیرونی)، عواملی هستند که سازمان کنترلی بر آنها ندارد. فرصتها و تهدیدها را میتوان از طریق نظارت بر روندها و عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژیکی و ... موجود در محیط شناسایی نمود. واژه الگو:PEST: Political, Economical, Social, Technological سرنام مناسبی برای این عوامل و روندهاست. علاوه بر این عوامل، توجه به گروههای ذیعلاقه از جمله ارباب رجوعها، مشتریان، مالیات دهندگان، رقبا و همکاران نیز ضروری است.تجزیه و تحلیل منابع و امکانات سازمان: در این مرحله برنامه ریزان تلاش میکنند امکانات سازمان از جهت منابع کلیدی و استراتژیک را ارزیابی کنند و همچنین شمایی کلی از امکانات سازمان برای تحقق اهداف آینده به دست آورند. شناسایی ضعفها و نارساییهای داخلی سازمان نیز در این مرحله صورت میگیرد. بررسی و ارزیابی محیط داخلی با توجه به منابع (دروندادها)، استراتژیهای جاری سازمان (فرایندها) و عملکردها (بروندادها) باید صورت پذیرد.شناخت وضع موجود سازمان: این مرحله، حاصل اطلاعات جمعآوری شده در سه مرحله پیش، یعنی: به دست آوردن تصویر کاملی از اهداف موجود، منابع موجود، شرایط محیطی سازمان و آثار آنها بر یکدیگر میباشد.تعیین تغییرات مورد لزوم در استراتژیها: تعیین فاصله میان اهداف و استراتژیهای آینده و پیش بینی ضرورت انجام تغییرات و اقدامهای لازمتصمیم گیری در مورد استراتژی مطلوب: در این مرحله در ابتدا استراتژیهای ممکن تعیین میشود. سپس به ارزیابی هر یک از این استراتژیها پرداخته میشود و در نهایت استراتژی اصلح از میان استراتژیهای یافت شده انتخاب میشود.اجرای استراتژی مطلوب: اجرای استراتژی تعیین شده و عملاً به محک آزمون نهادن آن استراتژیکنترل و سنجش استراتژی جدید در عمل: انجام و اعمال کنترلهای لازم در مورد اجرای درست استراتژی و تحقق اهدافی که استراتژی برای نیل به آنها طراحی شده و ارائه اطلاعات لازم در این مورد توسط بخشهای مختلف به برنامهریزان
«رضائیان» (۱۳۸۰) فراگرد برنامهریزی راهبردی را به صورت زیر نمایش داده است:
استراتژی فازی برای کنترل خودرو های هیبریدی
فایل ورد و قابل ویرایش
امروزه با افزایش قیمت سوخت و همچنین لزوم رعایت استانداردهای کنترل آلایندگی محیطزیست، کاربرد خودروهای جدید با سوختهای جایگزین را بیش از پیش موردتوجه قرار دادهاست. در دهه 90 خودروهای الکتریکی برای رفع این مشکلات مدنظر بودهاند ولی مشکلاتی نظیر طی مسافت کم، زمان شارژ طولانی و قیمت بالای اینگونه خودروها، خودروسازان جهان را به سمت ترکیب خودروهای احتراق داخلی و موتورهای الکتریکی سوق داد. امروزه اکثر خودروسازان امریکایی و ژاپنی و بعضی از خودروسازان اروپایی، تحقیقات وسیعی را در این زمینه انجام و حتی نمونه خودروهای خود را به بازار ارائه کردهاند. در راستای این تحقیقات، انواع مختلفی از این نوع خودروها بهصورت نمونه و یا تولید محدود به بازار معرفی شدهاند که اکثر آنها در دو گروه خودروهای هیبریدی سری و موازی قرار میگیرند. یکی از مهمترین قسمتهای این نوع خودروها کنترلر آن است که وظیفه تقسیم بار بین موتورالکتریکی و موتور احتراقی را با حفظ وضعیت باطری و کارایی عملکردی خودرو را به عهده دارد. پیشبینی میشود با وضعیت فعلی سوخت تا سال 2010 حداقل 10 درصد از خودروهای تولیدی از نوع هیبریدی باشند.
فصل 1- استراتژی فازی برای کنترل خودرو های هیبریدی.. 6
1-1- مقدمه 6
1-2- خودروهای هیبریدی سری و موازی.. 6
1-3- منطق فازی.. 10
1-4- کنترل فازی خودروهای هیبریدی.. 11
1-5- جمع بندی.. 15
1-6- منابع: 17