
بیتردید امروزه در فضای انقلاب اطلاعاتی، امنیت ملی رابطه تنگاتنگی با فناوری اطلاعات دارد. دارندگان این فناوری، در صورتیکه از دانش عملیاتی استراتژیک نیز برخوردار باشند، همواره از قدرت برتر در تأمین امنیت ملی بهرهمند میشوند. تصمیمگیرندگان و سیاستگذاران، پس از تعریف دقیق دامنه امنیت ملی، اطلاعات و دادهها را جهت تصمیمگیری و اقدام، سازماندهی و تنظیم میکنند. [6] نباید فراموش کرد که این مرحله، یعنی ورود و سازماندهی اطلاعات یک عملیات رشتهای و بعضاً بینرشتهای است که میبایست کاملاً در فضای تخصصیِ مرتبط با آن انجام گیرد؛ چرا که در غیر این صورت اطلاعات و دادهها فاقد ارزش خواهند بود. پس از این مرحله، نوبت به پردازش اطلاعات میرسد. این پردازش، محور تعیینکنندهای در مراحل پیشینی برای اتخاذ یک تصمیم صحیح و به موقع قلمداد میشود. معمولاً پردازش سطحی و کمعمق که از جامعنگری نیز بیبهره است، تصمیمگیرندهگان را با اشتباهات فاحشی مواجهه میکند.
دانش عملیاتی استراتژیک، در واقع طراحان امنیت ملی کشور را با فرایند صحیح عملیات در حوزه امنیت ملی و شیوههای مقابله با چالشهای حال و آینده بیشتر آشنا میسازد.
با این وجود این دانش در کشور ما عمر بسیار کوتاهی دارد و فارغالتحصیلان این رشته کم تعداد و اغلب فاقد تجربه کافی میباشند، لذا تقویت این رشته، بهویژه توسعه آن در مقوله فرهنگ و عناصر فرهنگی، بسیار ضروری به نظر میرسد.
3- گامهای نخست در تدوین برنامه استراتژیک:
علاوه بر تلاشهای گسترده و مهمی که باید به منظور رفع نقایص و کاستیهای موجود و جهت مقابله با تهدیدات کنونی یا در حال ظهور علیه کشور در حوزه فرهنگ انجام شود، میبایست چهار اقدام مقدماتی، به مثابه گامهای نخست برای تهیه یک برنامه استراتژیک در حوزه فرهنگ پیشبینی شود. نباید فراموش کنیم که متأسفانه هنوز استراتژیهای قابل قبولی برای مواجهه صحیح و به موقع با چالشهای فرهنگی در کشور وجود ندارد و طرحها و برنامههای فرهنگی دستگاههای مختلف کشور، اغلب غیرمنسجم، ناهماهنگ و حتی بعضاً متناقض و ضدامنیت ملی مینماید. در هر حال، این چهار اقدام اصلی عبارتند از: ارزیابی امکانات و قابلیتهای فکری ـ فرهنگی بالفعل و بالقوه، شناسایی منابع و شناخت روشها و انتخاب ابزارها.

این فایل در قالب ورد و قابل ویرایش در 140 صفحه می باشد.
چکیده
در جغرافیای انسانی سخن از تعامل و تقابل انسان و محیط زندگی او پیش می آید که توجه به این امر و رسیدن به نتایج و استنباطهای منطقی ما را در جهت درک فرهنگ و نگرش مردم بومی رهنمون می سازد.
طبق نظر نظریه پردازان مکتب اصالت جغرافیا، مناطق کویری و بیابانی انسانهایی سخت کوش می پروراند که تاملی در زندگی مردمان کویر و علی الخصوص مردم روستای گرمه موید این امر می باشد.
کودکی که در این روستا چشم به حیات می گشاید از همان نخست می آموزد که آب کم است و خاک بسیار و آبادانی این خاک خسیس و سخت چقدر مشکل .پس می کوشد تا از آب بهترین استفاده را ببرد و طبیعت آنقدر وحشی و سرسخت است که او نیز در قبال آن می آموزد که باید محکم و پرصبر باشد.
انجام کار باغداری و مراقبت و آبیاری نخلستان به خصوص در ماههای گرم تابستان کاری است بس مشکل که تنها پای همت و سخت کوشی را می طلبد. پس از این رو مردمان کویر، مردمانی سخت کوش و پیروز هستند زیرا با دستان خالی توانسته اند از دل کویر و به یاری چشمه آبی نخلستانی بپرورانند و از آن معاش تهیه کنند و روزگار بگذرانند.
وجود درخت خرما در دل کویر و شوره زار، خود بزرگترین موهبت الهی برا روستایی است که با گذشت قرنها آموخته است که چگونه آنرا پاس بدارد تا آنجا که واحد درخت خرما «نفر» می باشد و آنقدر این درخت در حیات روتایی مهم است تا جایی که به هنگام قطع درخت خرما گویند که درخت کشته شد و شاید بتوان گفت که در فرهنگ و ذهن روستایی درخت خرما مظهری از تقدس است.
اگر بگویم که نخلستان و درخت خرما یکی از فرزندان یک مرد روستای در کویر است شاید دروغ و اغراق نباشد.
از آنجا که طبیعت کویر، سبزی و برکت و نعمت را سخت می دهد و به آسانی باز پس می گیرد و پس مردمان کویر همواره در مقابله با این امر بوده و سخت می کوشند که به راحتی برکت و سبزی را از دست ندهند که حیات خودشان در گرو حیات نخل و نخلستان بوده و هست.
اما درگذر و روزگار و پیدایش شهرها و راهها ،نقش نخل و مرد کویری نیز تا حدودی کم رنگ ساخته است تا جایی که مردمان کویر راضی می شوند آن را ترک کرده و به شهرها مهاجرت کنند.
قرار گرفتن روستا در منطقه ای خشک و کویری ،آنرا تبدیل به نگین سبزی در دل کویر ساخته است که با همیاری چشمه و مردم روستا و نخلستان خوش می درخشد.
همترازی و هم نوایی بیابان و نخلستانی در دل آن که از چشمه آبی که از کوهسار منشأ می گیرد پای مسافرین و توریست های داخلی و خارجی را به آن باز نموده است و باید گفت که چنین زیبایی به راستی جای سفر و لذت است. آسمان آبی و پاک و خالی از دود و غبار، دشتی گسترده از هر سو و نخلستانی سرسبز در میان آن برداشتی چشم نواز و دیدنی است که لمس آن برای مردم شهرهای دور از آرامش کویر و زیبایی نخلستان شاید به آرزو ماند.
بابررسی مونوگرافی روستای گرمه سعی شده است به رابطه متقابل عناصر جغرافیایی حاکم بر محل وساختار فرهنگ مردم روستااشاره شود.
همچنین بابررسی اماکن کهن وتاریخی روستا به دیرینگی وقدمت فرهنگ روستا توجه شده است.
در کل هدف ازاین تحقیق بررسی فرهنگ مادی مانند نوع معماری مساکن ،مساجد وسایر اماکن وبناهای تاریخی وشیوه زراعت وباغداری وفرهنگ غیرمادی در ابعادآداب ورسوم،باورها واعتقادات،رابطه متقابل انسان ومحیط ،رسوم وسنن فراموش شده می باشد.
ازاهداف دیگ تحقیق می توان به سیر تغییرات اجتماعی رخ داده درروستا از قبیل پدیده مهاجرت وشهر شینی وعوامل دخیل درآن وعواقب ونتایج آن اشاره داشت.
واژه های کلیدی: روستای گرمه، موقعیت جغرافیایی، پیشینه تاریخی، ویژگی های انسانی، صنایع دستی، آداب و رسوم
فهرست مطالب
گرمه ۱
۱-مقدمه: ۲
۲-بیان مساله: ۴
۳-اهداف تحقیق: ۵
۴-روش تحقیق: ۶
فصل اول:ویژگیهای طبیعی وجغرافیایی: ۷
۱-۱موقعیت جغرافیایی: ۷
۲-۱ ۷
۳-۱میزان بارش : ۸
۴-۱ باد: ۸
۵-۱ منابع خاک: ۸
۶-۱ منابع آب روستا: ۹
۷-۱ گونه های گیاهی و جانوری: ۱۲
۸-۱ وضع زمین: ۱۵
۹-۱ کشاورزی: ۱۵
۱۰-۱ انواع مختلف خرما : ۱۸
۱۱-۱-ابزار وسایل تولید: ۱۹
۱۲-۱ شکارگاه: ۲۰
فصل دوم:دور نمای تاریخی ۲۱
فصل دوم: دور نمایی تاریخی ۲۲
۱-۲ پیشینه تاریخی: ۲۲
۲-۲ اوضاع سیاسی منطقه از گذشته تا امروز: ۲۳
۳-۲ آثار و ابنیه تاریخی: ۲۶
فصل سوم: ویژگیهای انسانی ۳۳
۱-۳: جمعیت روستا و حرکات جمعیت: ۳۴
۲-۳ ساخت سنی و جنسی: ۳۶
۳-۳ وضع زناشویی: ۳۶
مذهب اهالی روستا: ۳۷
۵-۳ سواد: ۳۸
۶-۳ گروههای عمده فعالیت: ۳۹
۷-۳ صنعت خانگی: ۴۱
۸-۳ مهاجرت ۴۲
۹-۳ زبان اهالی روستا: ۴۳
۱۰-۳ کارکرد اقتصادی زنان و مردان: ۴۵
۱۱-۳ مرفولوژی (ریخت شناسی روستا) ۴۶
۱۲-۳ امکانات روستا: ۴۹
۱۲-۳-۱هتل: ۴۹
۲-۱۲-۳ مرکز مخابرات و تلفن: ۵۰
۳-۱۲-۳ آب، برق و گاز: ۵۱
۴-۱۲-۳ مراکز تحصیلی: ۵۲
۵-۱۲-۳ مساجد: ۵۲
۶-۱۲-۳ درمانگاه: ۵۳
۷-۱۲-۳ سایر امکانات روستا: ۵۴
۱۳-۳ انسان شناسی جسمانی اهالی روستا: ۵۸
۱۴-۳ روابط خویشاندوی و خصوصیات آن : ۵۹
۱۵-۳ ساخت روابط اجتماعی روستا: ۶۱
۱۶-۳ ساختار خانواده: ۶۳
فصل چهارم :صنایع دستی ۶۵
فصل ۵: آداب و رسوم و اعتقادات ۶۸
بخش اول :مراسم ازدواج ۶۹
۱-۲-۵ طریقه همسر گزینی: ۶۹
۲-۲-۵ خواستگاری ۶۹
۳-۱-۵ مراسم شیرینی خوران: ۷۰
۴-۱-۵ مراسم عقد: ۷۱
۵-۱-۵ سفره عقد: ۷۲
۶-۱-۵ مراسم ازواج: ۷۳
۷-۱-۵ بررسی نمادین سفره عقد: ۷۵
بخش دوم: زایمان و تولد نوزاد ۷۵
۱-۲-۵ زایمان: ۷۵
۲-۲-۵ نامگذاری نوزاد: ۷۷
۳-۲-۵ ده روز پس از زایمان : ۷۸
۴-۲-۵ ختنه سوران: ۷۸
۵-۲-۵ دندان درآوردن نوزاد: ۷۸
بخش سوم : مراسم عزاداری ۷۹
۱-۳-۵ عزاداری برای متوفی: ۷۹
۲-۳-۵ مراسم مذهبی ۸۰
۳-۳-۵ مراسم محرم: ۸۱
۴-۳-۵ مراسم و باورهای خاص: ۸۵
بخش چهارم :جشنها و اعیاد ۸۹
۱-۴-۵ عید فطر : ۸۹
۲-۴-۵ عید غدیر: ۹۰
۳-۴-۵ مراسم نوروز: ۹۰
فصل پنجم: بازیهای ایام عید و تابستان ۹۴
بخش پنجم :بازیهای ایام عید و تابستان ۹۵
بخش ششم: باورهای و اعتقادات ۹۷
۱-۶-۶- باورهای مذهبی: ۹۷
سفره حضرت خضر: ۹۸
آجیل مشکل گشا: ۹۸
۲-۶-۶ باورهای مرتبط به موجودات فوق طبیعی: ۹۹
روح: ۹۹
آل: ۹۹
جن: ۹۹
لولو: ۱۰۰
۳-۶-۶ باورهای عامیانه: ۱۰۰
فرهنگ خوراکی ها: ۱۰۲
۴-۶-۶ باورهای مرتبط با آب و هوا: ۱۰۳
۵-۶-۶ باورهای مرتبط با پزشکی: ۱۰۳
غذاهای رایج: ۱۰۴
۷-۶-۶ ضرب المثل های رایج: ۱۰۷
فصل ششم: نتیجه گیری ۱۰۸
فصل ۶:نتیجه گیری ۱۰۹
۱-۶ مقدمه: ۱۰۹
۲-۶ پدیده مهاجرت: ۱۱۱
۳-۶ پدیده مهاجرت و تغییرات اجتماعی: ۱۱۸
۴-۶ مهاجرت و علل فرهنگی: ۱۲۱
۵-۶ مهاجرت و علل اقتصادی: ۱۲۳
۶-۶ تغییر ارزش ها و هنجارهای اجتماعی: ۱۲۵
۷-۶ پتانسیل گردشگری: ۱۲۸
کتابنامه: ۱۳۲
کتابنامه:
محسنی، منوچهر، مقدمات جامعه شناسی، تهران ،نشر دوران ،۱۳۷۶
فاستر،جرج،جوامع سنتی و تغییرات فنی، ترجمه سید مهدی ثریا،نشر کتاب فرا، ۱۳۷۸
نیک خلق ،علی اکبر ،جامعه شناسی روستا،، نشر کلمه،۱۳۷۹
عسگری خانقاه، اصغر، مردم شناسی، ، نشر شب تاب ۱۳۷۳
احمد سلطانی، منیره، ژرف ساخت فرهنگ عامه ایرانی ،تهران نشر روزگار ،۱۳۸۴
عناصری ،جابر ،اساطیر و فرهنگ عامه ایران ،نشر قمری مرند، ۱۳۷۴
دروویل ،گاسپار،سفر در ایران، ، نشر شباویز، ۱۳۶۷
بختیاری ،سعید ،اطلس کامل گیتا شناسی ،انتشارات سازمان جغرافیایی و کارتوگرافی گیتا شناسی، تهران ۱۳۷۵
گی رو شده ،تغییرات اجتماعی، ترجمه منصور وثوقی، نشر نی، ۱۳۸۳
۱۰٫ حکمت یغمایی ،عبدالکریم، بر ساحل کویر نمک، ، تهران ،انتشارات توس
۱۱٫ مجموعه اشعار میرزا یغما گرمه ای .
۱-مقدمه:
در مطالعه سیر تمدن بشری به مرحله ای بنام «روستا نشینی» برمی خوریم که از نظر علم مردم شناسی و علوم اجتماعی حد واسط میان بیابانگردی و شبانی و مرحله شهر نشینی است.
می توان گفت دوره یکجا نشینی و ظهور تمدن ها و مظاهر آن همچون عمارات ،کاخ ها ،صنایع مختلف ،هنرها و علوم با آغاز دوره روستا نشینی پایه گذاشته شده است .از اینرو صحبت از این مرحله در حیات آدمی و بررسی خصوصیات فرهنگی آن ابعاد مادی و غیر مادی در حوزه علم مردم شناسی بوده و کار پژوهش مردم شناسی در خصوص توصیف و تحلیل جامعه روستایی همواره با دقت، ریز بینی ،کنکاش و ژرف نگری توأمان بوده است.
از انجا که علم مردم شناسی به مطالعه محیط های انسانی کوچک همچون روستا می پردازد پس بررسی علمی ویژگیهای یک روستا نیازمند روشهای علم مردم شناسی است.
بدین منظور از مردم نگاری در توصیف و تبیین خصوصیات و ویژگیهای جامعه روستایی در ابعاد مختلف اقتصادی،جغرافیایی ،فرهنگی استفاده شده و در پایان علم مردم شناس دست به تحلیل یافته های مردم نگاری از مستندات و مشاهدات می زند.روستای گرمه با واقع شدن در استان اصفهان و برکرانه کویر مرکزی ایران دارای ویژگیهای فرهنگی،اجتماعی و جغرافیایی خاص مناطق کویری است.[۱]
روستای گرمه بدلیل اقلیم خاص مناطق کویری و دوری از مراکز شهری در گذشته ای نه چندان دور نمونه ای جامع از فرهنگ دیرین ایرانی بوده است که از آن میان می توان به تکلم مردم به زبان هخامنشی یا پهلوی اشاره داشت که با وجود چند هزار سال گذشت زمان واستیلاء زبان وفرهنگ اسلام بر سراسر ایران هنوز مورد استفاده قرار می گیرد.
دوری از راههای مواصلاتی سبب گردیده است که زبان،فرهنگ در ابعاد مختلف مادی وغیر مادی همانند ابزار کشاورزی ،نحوه کشت،آداب ورسوم وباورها طی سالیان دراز کمتر دستخوش تحول وتغییر قرار گیردواصالت فرهنگی ایرانی در این روستا حفظ شودولی متاسفانه طی دهه های اخیر وشروع صنعتی شدن ایران ورشد شهرنشینی ساختار جامعه روستای گرمه در ابعاد مختلف دچار تغییر گشته است که درفصول پایانی به ان اشاره خواهد شد.
گذشته از هر مساله ومطلبی باید به نقش وجایگاه ویژه فرهنگ روستا اشاره داشت که به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی وقرار گرفتن درحاشیه کویردر طول تاریخ به دورازتهاجمات وفتنه های اقوام بیابانگرد مغول و….مانده است وگنجینه نابی از فرهنگ کهن ایران راحتی قبل از دوره زرتشت درخود حفظ کرده است که جای تامل ومطالعه ژرف در فرهنگ،زبان،سنن وویژگیهای خاص محیطی روستا دارد.
آنچه که روستا را تازمان حال پیش آوردواز خرابی ومتروکه که شدن وجای ماندن در صفحات تاریخ گذشتگان رهانید لطف کویر بود وبرکت نخل خرما وباید اذغان داشت که نخل وخرما در فرهنگ منطقه خور و بیا بانک وبه طبع آن روستای گرمه جایگاهی خاص یافته است.
۲-بیان مساله:
روستای گرمه پس ازگذشت چند هزار سال از زمان امپراطوری هخامنشی وساسانی هنوز فرهنگ ایران باستان را درخود جای داده است که بارز ترین آن زبان آن دوران می باشد که هنوزمردم روستای گرمه به آنصحبت می کننداما مساله اینجاست که رشدشهرنشینی وآغازمهاجرت روستاییان به شهر ودرکنارآنگسترش راههای مواصلاتی وگسترش وسایل ارتباط جمعی به خصوص تلویزیون قالب کهن ودیرین روستا گرمه راشکسته است وهرچند مردم روستازبان نیاکان خودرا فراموش نکرده اندولی بسیاری از آداب ورسوم دچار تحول شده است وحتی بسیاری ازآنهابه دست فراموشی سپرده شده اند.
ازدیگر مسائل موجود میتوان به گسترش جمعیت روستا وعدم وجود مشاغل کافی اشاره داشت که بحث مهاجرت را رونق بخشیده است در حالیکه وجودپتانسیل خوب گردشگری درروستا می تواند امر مهاجرت راتحول بخشد.
۳-اهداف تحقیق:
بابررسی مونوگرافی روستای گرمه سعی شده است به رابطه متقابل عناصر جغرافیایی حاکم بر محل وساختار فرهنگ مردم روستااشاره شود.
همچنین بابررسی اماکن کهن وتاریخی روستا به دیرینگی وقدمت فرهنگ روستا توجه شده است.
در کل هدف ازاین تحقیق بررسی فرهنگ مادی مانند نوع معماری مساکن ،مساجد وسایر اماکن وبناهای تاریخی وشیوه زراعت وباغداری وفرهنگ غیرمادی در ابعادآداب ورسوم،باورها واعتقادات،رابطه متقابل انسان ومحیط ،رسوم وسنن فراموش شده می باشد.
ازاهداف دیگ تحقیق می توان به سیر تغییرات اجتماعی رخ داده درروستا از قبیل پدیده مهاجرت وشهر شینی وعوامل دخیل درآن وعواقب ونتایج آن اشاره داشت.
۴-روش تحقیق:
به دلیل محدودیت فضای جمعیتی وجغرافیایی روستا نیازمند روشهای ژرف گر وعمیقی هستیم تابه عمق باورها واعتقادات وزندگی آن مردمان رسوخ کنیم از اینرو روشی که مورد استفاده قرار میگیردروش میدانی واستفاده از تکنیک های مشاهده ومصاحبه هدفمند می باشد که برای توصیف آداب ورسوم مردم روستاوکنکاش در باور ها مورد استفاده قرار گرفته است.
برای توصیف اماکن قدیمی وبناهای تاریخی ازروش مطالعه اسنادی یاروش کتابخانه ای کمک گرفته شده است تاتوضیحات این اماکن بر اساس مستندات گزارش شده است ونوشته شده مورخین وجهانگردان باشد.
فصل اول:ویژگیهای طبیعی وجغرافیایی:
۱-۱موقعیت جغرافیایی:
روستای گرمه واقع درشمال شرقی استان اصفهان ودر حاشیه شمالی کویر نمک قرار دارد .این روستا جزءبخش خور بیابانک از شهرنائین می باشد و دراطراف روستاهای مهرجان ،عروسان،آب گرم،اردیب میباشد ودرفاصله ۷۵۵کیلومتری از شهرتهران واقع شده است.
برای رفتن به این روستا باید از مسیر قم ،کاشان،نائین،انارک،خور گذر کرد.موقعیت جغرافیایی روستا در طول وعرض جغرافیایی ۰۵-۵۳میباشد و دارای ۱۵۴۵متر ارتفاع ازسطح دریا میباشد.
۲-۱
روستای گرمه دردامنه کوه جنوبی کوه گرمه واقع گردیده است واز نظرجغرافیایی در منطق حاشیه کویر واقع شده است ودارای آب وهوای خشک وبیابانی است بدین شکل که در روزبدلیل تابش مستقیم خورشید،درجه حرارت هوا بسیاربالاست وحتی تا۴۸ درجه سانتیگراد در تابستان میرسد و در شب هوا بسیار سرد میشود وبادهای کویری بر سردی وخشکی هوا می افزاید وکلا آب وهوای کویری بر این روستا حاکم است.
درزمستان شاهد هوای سرد وخشک هستیم وبسیار کم برف میبارد
۳-۱میزان بارش :
از نظر میزانبارش سالیانه باید گفت این روستا جزءمناطق کم بارش در ایران است به میزان متوسط بارش سالیانه کمتر ز ۳۰ میلیمتر می باشد.
۴-۱ باد:
در طول سال کمتر شاهد وزش بادهای مدیترانه ای از سمت غرب کشور هستیم که از این مناطق عبور کند،غیر از آن بدلیل واقع شدن روستا در منطقه کویری شب ها وزش بادهای کویری را که بر سردی و خشکی هوا می افزاید داریم که از ویژگیهای خاص مناطق کویری می باشد.[۲]
۵-۱ منابع خاک:
از خصوصیات خاک کویری داشتن نمک فراوان می باشد که کاشتن هر گیاهی در این خاک منجر به خشک شدن گیاه می گردد زیرا از یکسو نمک سبب از بین رفتن ریشه و کم آبی و نور مستقیم و شدید خورشید باعث از بین رفتن بسیاری از گیاهان می شود.[۳]
از این رو می توان گفت خاک کویر ،خاکی فقیر در کشت گونه های مختلف گیاهی است و تنها گیاهانی رشد می یابند که دارای ریشه های عمیق در خاک برای جستجوی آب و مقاوم در برابر سرما و گرمای شدید ناشی از اختلاف درجه حرارت در شب و روز کویر باشند.
روستای گرمه نیز به طبع مناطق کویری فاقد زمین مناسب جهت کشاورزی است و تنها زمین قابل کشت در دامنه کوه گرمه است که بدلیل نزدیکی به آب چشمه و سعی و کوشش اهالی در غنی کردن خاک سبب شده است که نخلستان بوجود آید که تنها محدود به این ناحیه دامنه کوه می باشد.
پس می توان نتیجه گرفت که منابع خاک روستا جهت کشاورزی و باغداری بسیار محدود است و اراضی لم یزرع بسیار فراوان می باشد.
۶-۱ منابع آب روستا:
روستای گرمه بدلیل واقع شدن در حاشیه کویر و موقعیت خاص اقلیمی جزء مناطق کم آب و کم بارش ایران و جهان می باشد و مطابق نواحی داخله ایران از رودخانه خبری نیست.[۴]
آنچه سبب پیدایش و شکل گیری روستا گردیده عامل آب و وجود چشمه ای است که از دل کوه جوشیده و به پایین می رود که به «چشمه گرمه» نزد اهالی معروف است.[۵]
تا سالهای قبل و عدم وجود راههای ارتباطی مناسب و آسفالته،مردم روستا ملزم به خوردن آب چشمه گرمه بودند، اما امروز به یاری تکنولوژی راه سازی و تقویت ارتباطات جاده ای مردم از آب بهتری نسبت به آب چشمه سود می برند.
مردم روستا معتقد هستند که آب «چشمه گرمه» شور است و آب آن را جهت آبیاری درختان نخل استفاده می کنند و کمتر از ان جهت شرب استفاده می کنند.
چند سالی است که آب چشمه بازیاب که در چند کیلومتری روستای گرمه قرار دارد بوسیله تانکر به روستا منتقل شده و روستائیان که دارای منبع آب ۲۰۰۰ لیتری در حیاط و یا پشت بام هستند آن را پر می کنند و مورد استفاده قرار می دهند.
به نقل از روستائیان آب «چشمه بازیاب» طبق اظهار سازمان زمین شناسی از رودخانه زاینده رود سرچشمه گرفته و دارای کیفیت مناسبی جهت شرب است.
روستائیان بابت پر شدن هر منبع ۲۰۰۰ لیتری آب موجود در خانه مبلغ ۱۲۰۰ تومان پرداخت می کنند اما از آبی سالم و گوارا استفاده می کنند.
۷-۱ گونه های گیاهی و جانوری:
روستای گرمه بدلیل مجاورت با کویر دارای گونه های گیاهی خاص کویر ایران است که از میان می توان به گونه های تاغ ،بوته قیچ، گیاه تن گز، خار شتر، بوته ریش، ترخ، آویشن،گل گاو زبان ،بادام کوهی ،خارو، هلندر،ترشو، تره صحرائی، علف مار اشاره داشت.
پوشش گیاهی منطقه از نوع «اگزوفیت »،« تامارلیبک» و «هالوفیت» است که بصورت سوزنی برگ و خاردار هستند.در زمانی که هنوز مردم از سوخت های فسیلی استفاده نمی کردند از گیاهانی چون تاق، ریس جهت تولید گرما و تهیه غذا استفاده می کردند.
خار شتر جهت تغذیه شتر و گیاه «تن گز» بدلیل داشتن خار فراوان برای حصار کشی در باغ ها در گذشته مورد استفاده قرار می گرفت.
البته شایان ذکر است که در گذشته سوخت اصلی مردم، از سوزاندن ساقه و برگ درخت خرما حاصل می شد.
از این میان برخی گیاهان در طب سنتی جایگاه ویژه دارند مانند آویشن (Avishan) گل گاو زبان و ترخ که برای دردهای مفصلی و عضلانی مورد استفاده قرار می گیرد. همچنین گیاه بسیار بدبویی به نام هنگ که از آن آشی تهیه می کنند که برای شستشوی دستگاه گوارش و بیماری های مرتبط به آن بسیار موثر است. از سایر گیاهان دارویی می توان به چز (chaz) ،انگورتور (towrah) ،مدکی (madki) ،پونه ،کانسی ،شیرو ،ترشو اشاره داشت.[۶]
تمامی گیاهان فوق بصورت خودرو در بیابان می باشند و جزء پوشش گیاهی منطقه محسوب می شوند و نکته جالب آنکه چند سالی است مردم و جهاد کشاورزی اقدام به کاشت گیاه تاق در بیابان برای جلوگیری از حرکت شن های روان نموده اند که این امر سبب تثبیت خاک نخلستان می گردد.
الف: حیوانات اهلی: بز،گوسفند، شتر ،گاو ،الاغ ،مرغ و خروس.
ب) پرندگان: گنجشک که در گوش محلی به آن دیزی (Dizi) گویند.
از سایر پرندگان کبک ،تیهو، سار، دم جنبانک، مرغ انجیر خوار، کلاه بسر( هدهد) کلاغ سیاه، شاهین ،کبوتر، مرغ حق، چهرو(نوعی بلبل) ،پرستو ،جغد، خفاش و شب پره.
ج)درندگان: شغال،پلنگ،یوز، کفتار، روباه، گرگ، سیاه گوش.
د)خزندگان: انواع مارهای سمی شامل تیرمار ،سگ مار ،سبح مار و مار سیاه.
هـ)سایر حیوانات: بزکوهی، قوچ، آهو، خرگوش ،موش خرما،خار پشت و لاک پشت.
ی) انواع حشرات: سوسک، عقرب زرد و سیاه و دورگه، انواع پروانه، انواع مورچه زرد و سیاه، انواع ملخ ،سفار و (کفشدوزک) ،انواع زنبور، انواع کنه ،انواع عنکبوت، انواع مگس و انواع پشه[۷]
۸-۱ وضع زمین:
بدلیل عدم مرغوبیت جنس خاک، نمی توان گونه های متنوعی از گیاهان و درختان را در منطقه به بار آورد و کشت خرما در چنین منطقه ای که دارای خاک رملی و ماسه ای است کار بسیار دشواری است و یافتن چند متر زمین مناسب کشت کار بسیار دشواری است.
در خاک منطقه املاحی مانند سولفات منیزیم، سولفات پتاسیم وجود دارد که برای گیاهان زیانبخش است.[۸]
سفره ها زیر زمینی آب در مناطق عمیق نیست و نیروی تبخیر آب را از سطح خاک ممکن می سازد.پس از تبخیر نمک بر خاک افزوده می شود و برشوری خاک می افزاید پس برای کشاورز احتیاج به سیستم زهکش مناسب است تا از بالا زدن آب شور جلوگیری کند.[۹]
۹-۱ کشاورزی:
در قدیم از محصولات کشاورزی، کشت پنبه در حد محدود بود و پنبه حاصله برای تهیه نخ جهت تولید پوشاک بود که بوسیله زنان و ئچرخ نخ ریسی دستی بوجود می آمد که نخ حاصله و پوشاک حاصله جه خود مصرفی اهالی روستا بوده صدور به سایر مناطق نداشته است.
در مورد کیفیت خرمای کشت شده در روستای گرمه باید گفت که کیفیت خرمای روستا آنقدر مناسب است که از سایر روستاهای همجوار در منطقه به روستای گرمه آمده و خرما خریداری کرده و می برند زیرا خرمایی که در سایر منطقه کشت می شود دارای کیفیت پایین تری نسبت به خرمای کشت شده در روستای گرمه است.
شکل کشاورزی در روستای گرمه بشکل سنتی و دستی است [۱۰]و بدلیل باغداری و عدم کار بر زمین کشاورزی (غیر از موارد خاص) از کشاورزی ماشینی خبری نیست.
کشاورزی در شوره زار بسیار مشکل است و بدین منظور مقداری شاخ و برگ و بوته بیابانی در زمین می ریزند و روی آن را با خاک می پوشانند و خوب آبیاری می کنند تا نمک موجود در خاک پایین برود و خاک شیرین و قابل کشت شود.[۱۱]
از مشکلاتی که در زمینه کشاورزی وجود دارد می توان به این مورد اشاره داشت:
شوری خاک وآب،کمی بارش سالیانه وفقر سفره های آب زیرزمینی.
فرسایش خاک در اثر عوامل فرساینده واستفاده مداوم اززمین
سیستم ابتدایی وسنتی کشاورزی
پیشروی ریگ روان درمزارع
قطعه قطعه بودن اراضی مزروعی
خاک کم قوه وعدم آشنایی کشاورزان به استفده صحیح از کودهای شیمیایی
آفات نبایی مانندشته،ریشه قر
ابتدایی بودن شیوه آبیاری
بینظمی نخلستان که آن رابصورت جنگلی در هم آورده است
۱۰-کمبود نیروی انسانی کار آمد.
ازدرختان وگیاهان قابل کشت می توان به درخت نخل ،انار که در حد خود مصرفی میوه می دهد و کاشت سبزیجات معطر برای خود مصرفی اهالی روستا نام برد.
۱۰-۱ انواع مختلف خرما :
در روستای گرمه چند گونه از درخت خرما کاشت شده است که شامل:
خرمای کرمانی، خرمای خارک، خرمای خدشکن، خرمای خوش کر، خرمای روکیشه، خرمای تخم بم می باشد.
خرمای کرمانی سیاه، درشت و پر شهد می باشد و خرمای به رنگ قهوه ای روشن و خشک است.
خرمای خوش کر در زبان مردم روستا به معنای خوشمزه است و خرمای رو کیشه زرد و درشت است و تعداد درخت آن اندک است.
خرمای زارش به دلیل ریز بودن غذای گوسفندان و سایر چارپایان است و همچنین با جوشاندن آن از آن شیره خرما تهیه می کنند.
خرما تخم بم به رنگ سیاه و قرمز است و هم درشت دارد و هم ریز.
خرمای خد شکن خرمایی زرد رنگ است و ریزتر از خرمای کرمانی است و زیاد شیره و شهد ندارد در کل می توان گفت که از میان گونه های مختلف موجود در روستا ،خرمای قصب و کرمانی بسیار پر شهد یا شیره است.[۱۲]

در این پست می توانید متن کامل پایان نامه رشته ادبیات با موضوع اسطوره را با فرمت ورد word دانلود نمائید:
«مقدمه»
در قرن حاضر که قرن پیشرفت در علم و فن آوری است. کمتر کسی احساس نیاز به گذشته خود می کند. گذشته ای که ثمره آن امروز است. برای انسان امروز اسطوره هنوز واژه ای نا آشناست.
زیرا احساس خلأ آنرا درک نکرده است. احساسی که با هیچ علم و اندیشه ای حبران نمی شود. انسان نخستین با اسطوره به دنیا می آید، زندگی می کند و از دنیا می رود. اسطوره هسته اصلی زندگی اوست. پاسخ سؤالهایش، ریشه تفکراتش، درک قدرت مافوق همه و همه با اسطوره همراه است. بنابراین اسطوره دین و دانش و اندیشه اوست.
اسطوره و تفکرات آن نیاز لاینفک انسان امروز و پرداختن به این موضوع لازمه زندگی امروز می باشد.
نگارنده سعی کرده است با طرح این عنوان اسطوره را بیان کند و با نگاهی اسطوره ای به ماهی نشان دهد حتی این موجود آرام نیز دنیای شگرف و پر رمز و رازی دارد.
هدف نگارنده از طرح این موضوع، که شامل چندین جنبه می باشد بررسی نقشی است که ماهی به عنوان یک موجود زنده با نگاه اسطوره ای ایفا می کند. جنبه دیگر رساله بررسی نقوش ماهی در آثار هنری پیش از اسلام می باشد.
این تحقیق شامل سه بخش می باشد. در بخش اول نگارنده به اسطوره و سمبل پرداخته است، زیرا بدون شناخت اسطوره، نمی توان نگاهی اسطوره ای داشت.
بخش دوم شامل چهار فصل اسطوره ماهی، مذهب و ماهی، نوروز و ماهی، میباشد.
در بخش سوم نقوش ماهی در آثار هنری مورد پژوهش قرار می گیرد و شامل چهار فصل پیش از تاریخ، عیلام، ماد و هخامنش و پارت و ساسانی است.
واژه و معنی اسطوره
فرهنگ نویسان عرب معتقدند اسطوره واژه ای عربی است که از ریخت «افعوله» برآمده و ریشه آن «سَطَر»به معنی افسانه ها و سخنان بی بنیاد و شگفت آور است؛ ولی به نظر می رسد که این واژه عربی نباشد، بلکه واژه ای یونانی- لاتینی است که در لغت با واژه «Historia» به معنی روایت و تاریخ از یک ریشه است. در یونانی با واژه «Myths» به معنی شرح، خبر و قصه روایت هم ریشه است.
آموزگار اسطوره را چنین تعریف می کند: اسطوره را باید «داستان و سرگذشتی مینویی دانست که معمولا اصل آن معلوم نیست و شرح عمل، عقیده، نهاد یا پدیده ای طبیعی است به صورت فراسویی که دست کم بخشی از آن از سنّتها و روایت ها گرفته شده و با آیینها و عقاید دینی پیوندی ناگسستنی دارد»
گاه اسطوره را با افسانه یکی می دانند ولی باید اضافه کرد واژه اسطوره بسیار گسترده تر از افسانه است و می توان گفت از مجموع افسانه ها که مایه های فرهنگی می یابند اسطوره پدید می آید. به عبارت دیگر «افسانه ها پارههایی گسسته و مایه هایی خام از گونه های جهانشناسی راز آمیز و باستانی می توانند بود که آن را اسطوره می نامیم.»
در قرآن واژه «اساطیر الاولین» که 9 بار نیز تکرار شده، اسطوره بیان شده است و مفسّران معنی آن را نشانه های پیشینیان بر شمردهاند. آورده اند که آگوستین قدیس در پاسخ به این پرسش که اسطوره چیست؟ گفته است: «خیلی ساده است به شرط آنکه از من نپرسند، هرگاه خواستم درباره اسطوره توضیح بدهم، عاجز مانده ام.»
با توجه به گفته آمده، توصیف و تعریف دریای پهناور اسطوره با کمک واژه هایی که در اختیار داریم کاری دور از ذهن است. اسطوره را نمی توان در چهارچوبی قرار داد، بلکه باید گفت با دریایی ژرف روبرو هستیم، که رازناک و رمزآلود است.
انسان نخستین با شناخت طبیعت و با یاری گرفتن از اسطوره معماهای خود را پاسخ می دهد، اسطوره دین و دانش و اندیشه انسان نخستین و دانسته های معنوی اوست، دانشی که بیشتر جنبه نمادین دارد و از قوانین عملی ادوار بعد به دور است که در آن سخن از این است که چگونه هر چیزی پدید آمده و به هستی خود ادامه می دهد.
اسماعیل پور اسطوره را چنین بیان می کند: «اسطوره روایت یا جلوه ای نمادین درباره ایزدان، فرشتگان، موجودات فوق طبیعی و به طور کلی جهان شناختی که به یک قوم، به منظور تفسیر خود از هستی به کار می بندد. اسطوره سرگذشتی راست و مقدس است که در زمان ازلی رخ داده و به گونه ای نمادین، تخیّلی و وهم انگیز می گوید که چگونه چیزی پدید آمده، هستی دارد یا از میان خواهد رفت و در نهایت اسطوره به شیوه ای تمثیلی کاوشگر هستی است».
بشر ناتوان غرق در اندیشه های ناپخته خویش جستجوگر مأمنی است که اسطوره نام دارد، اسطوره واکنشی ناشی از ناتوانی انسان در مقابل دنیای پیرامونش و حوادث غیر مترقّبه ای است که او هیچ نقشی در آن ندارد و نشانهای از عدم آگاهی او در علل واقعی حوادث می باشد.
هم چنین اسطوره تجّسم احساسات آدمیان است برای اعتراض به اموری که برای ایشان ناخوشایند است و با استفاده از آن تسکین می یابند.
«اسطوره تاریخی است که روانشناختی و ناخودآگاه گردیده است تاریخی است که نه به اندیشه و آگاهانه بلکه به سرشت و ناآگاه پدید آمده است.»
در واقع اسطور ها با گوشت و خون انسان در آمیخته اند، چه آنها را بپذیریم و چه نپذیریم، با آنها زندگی می کنیم، در ژرفای وجود هر انسانی نشانه های آن را می توان یافت.
انسان در هر عصری با فرهنگش زندگی می کند و اسطوره سرشت فرهنگ اوست. وقتی می گوییم اسطوره فرهنگ مردمان نخستین است، سخن گزافی نیست.
«اسطوره نه تنها سازه های زندگی هستند، بلکه بخشی از هر فرد، پاره ای از هر شخص هستند. قصّه کسی را گرفتن یا بردن، همچنان است که جان او را گرفته باشند. این چنین اسطوره هایی نقش های ذاتی، اجتماعی و اقتصادی دارند و این پدیداری محلی (اتفاقی) نیست، این یک قانون و قاعده است».
به هر حال جمع بندی که می توان به دست آورد، چنین است:
اسطوره تاریخ مینویی را روایت می کند و حادثه ای که در زمان های نخستین رخ داده است.اسطوره بیان یک خلقت است، یعنی درباره اینکه چگونه هر چیزی بوجود آمده است.اسطوره فرهنگ انسان نخستین است هم چنین اسطوره دین و دانش و اندیشه انسان نخستین است.نقش آفرینان اسطوره موجودات فراطبیعی و غیر عادی هستند.اسطوره به یک عبارت کاوشگر هستی است.اسطوره واقعیّتی است که به صورت نماد بیان می شود.اسطوره روایت فراطبیعی و مینویی است.مالینوسکی اسطوره را چنین تعریف می کند: «اسطوره عبارت است از احیای روایتی یک واقعیت ازلی به سود خواسته های ژرف دینی، خواستهای اخلاقی، قید و بندهای اجتماعی، بیانیّه ها و حتّی نیازهای عملی.»
و در انتها تعریف استاد بهار از اسطوره را باز می کنیم: «اساطیر مجموعه ای است از تأثیرات متقابل عوامل اجتماعی و انسانی و طبیعی که از صافی روان انسان میگذرد، با نیازهای روانی- اجتماعی ما هماهنگ می گردد و همراه با آیین های مناسب خویش ظاهر می شود و هدف آن مالاً پدید آوردن سازشی و تعادلی بین انسان و پیچیدگی های روانی او با طبیعت پیرامون خویش است.»
جهان بینی و کارکرد اسطوره
«شناخت انسان های نخستین از جهان و بازتاب پندار و اندیشه آنها در قالب روایت ها و گفتارهای اسطوره ای، جهان بینی آنها را پدید می آورد.»
«پایا ترین و استوار ترین بنیاد اسطوره ای، باور به یگانگی جهان و انسان است. در جهان بینی اسطوره ای، این دو، جدایی و بیگانگی سرشتینی از یکدیگرندارد، در بود یکسان اند و تنها در نمود از هم دور و جدا افتاده اند. پیوند در میان این دو چنان است که گویی انسان و جهان دو نام اند، ناموری یگانه را.»
یونگ می گوید: «ذهن اقوام بدوی نه منطقی است و نه غیر منطقی، آدم بدوی نه مثل ما زندگی می کند و نه مثل ما می اندیشد. آنچه برای ما غیر طبیعی و مرموز است، برای او کاملاً عادی است و جزیی از تجارب زندگی اوست. برای ما گفتن اینکه این خانه آتش گرفته، زیرا که رعد بدان اصابت کرده است عادی می نماید، ولی برای آدم بدوی گفتن اینکه این خانه آتش گرفته، زیرا افسونگری از رعد استفاده کرده و خانه را سوزانده است، به همان اندازه عادی و طبیعی است.»
(ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)
متن کامل را می توانید دانلود نمائید
چون فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به طور نمونه)
ولی در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه
همراه با تمام ضمائم (پیوست ها) با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند
موجود است
انقلاب ایران پایان نیافته است . بازماندگان متفق انقلابی که در فوریه 1979 قدرت را به دست آوردند ، ناظر بر انحلال نظام سیاسی سلسله پهلوی و ساختار اقتصادی ایران بودند ، اما نه تنها نتوانستند قابلیتهای هماهنگی در اداره امور از خود نسان بدهند ، بلکه حتی یک دولت لایق که به تلاشهای انقلابی جهت دهد و جنگ را بطور موثر علیه عراق اداره کند ایجاد نکردند . نهادهای متزلزل جوشیده از انقلاب ، گروگانگیری ، جنگ و برخوردهای پایان ناپذیر چپگرایان و افراطیون اسلامی را در هم آمیخت . بدین سان بیشتر گروههای مجاهدین افراطی ( حدود یک سوم از کل مجاهدین ) برای به بن بست کشاندن استقرار هر ن.ع رابطه مجدد بین ایالات متحده و رژیم خمینی ، صلاح خود را در همکاری با فداییان دیدند . حتی تا آن جا که دهها تن از دیپلماتهای امریکا را بیش از یک سال در اسارت نگاهداشتند .
رفتار خارج از عرف کسانی که پس از انقلاب به قدرت رسیدند تقریباً در همه پایتختهای جهان امواجی تکان دهنده پدید آورد . پس از آن ، بحران گروگانگیری وسیعاً موجب تشدید انزوای ایران گردید . اگر چه این مانع بزرگ از سر راه شده است ،سیاست خارجی کشور همچنان با آشفتگی کامل دست به گریبان است .
این غیر ممکن است که بتوان فراز و نشیبهایی که ایران هنوز باید طی کند پیش بینی نمد ، اما مسیر تکاملی آینده ، مطمئناً بر مبنای حوادث گذشته و عکس و العمل در مفابل این حوادث شکل خواهد گرفت . آنچه در ایران اتفاق افتاد دور نماهای جالبی از عملکرد جوامع در تغییرات بزرگ اجتماعی و پی آمدهایی که برای نظام جهانی می تواند داشته باشد ارائه داد .
ایران بر حسب تئوری و عمل انقلاب
از نظر تئوری مهمترین پرسش این است که اگر توسط کسانی که درگیر وقایع بودند ، سیاست و تدبیر دیگری اتخاذ می گردید ، آیا انقلاب ایران قابل پیش گیری بود و یا حداقل امکان داشت به راهی که کمتر افراطی و ویران کننده باشد سمت داده شود . از سال 1963 تا 1978 طی 15 سال توسعه و پیشرفت در ایران ، همه کس از نظر مادی منتفع گردید ، برخی کمتر و برخی بیشتر .
هر چند که توده های مردم از نظر روانی با ساختار حکومت بیگانه شدند . مردم متوجه گردیدند که از داشتن حق اظهار عقیده موثر در امور سیاسی مملکت محروم شده اند و یا نسبت به دیگران به صورت اتباع درجه دوم در آمده اند . چیزی که در ایران اتفاق افتاد موید این نظر است که انقلاب زمانی به وقوع نمی پیوندد که شرائط زندگی در بدترین وضع باشد ، بلکه هنگامی حادث می شود که وضع رو به بهبودی می رود اما با انتظارات هماهنگ نگاهداشته نمی شود . اگرچه شاه قولهای زیادی داد اما دولت در اجرای آن سرعت کافی به خرج نداد ، و مهم نبود که اوضاع چقدر بهبود یافته. بدین ترتیب هنگامی که سیاست توسعه اقتصادی با دوران متلاطم سالهای1977و1978مواجه گردید،هر کس از هر قشر وطبقه اجتماعی بیشتر به سویی گرایش پیدا کرد که با پرسیدن
"برای من چه کاری انجام دادهاید؟" شاه را برای کمبودهای درمان ناپذیر مقصر بداند.
یک نظریه ساده پیش پا افتاده باید دور ریخته شود.این صحت نداردکه مردم همیشه از دولتی پشتیبانی می کنند که معیارهای زندگی آنها رابهبود بخشیده است.شاه به دلیل پیشرفتهای اقتصادی که خود موجب شده بود،تصور کرد که مردم حمایت خو د از رژیم او ادامه خواهند داد.همچنان که اوضاع بهتر شد،توجه مردم بیش از پیشاز مسایل مربوط به خود معطوف گردید.
تمایل مردم به داشتن یک نقش سیاسی واقعی و یا دست کم داشتن تصوری از یک نقش سیاسی بطور وسیع افزایش یافت. در لحظه سرنوشت ساز، که وفاداری به سلطنت پهلوی در تعادل بود، شاه به شیطانی که خود می شناخت- دیکتاتوری- روی آورد، و نه به شیطانی که نمی شناخت- مشارکت سیاسی غیر انحصاری.
یک عقیده عمومی پذیرفته شده درباره منشاء و گسترش انقلاب، به وسیله حوادث ایران نفی گردید. چیزی اتفاق نیفتاد که بنابر تئوریهای جا افتاده مارکسیستی با نظریه های غربی مؤید این باشد که در دست داشتن جوامع روستایی کلیدی است که می تواند تلاطمات انقلابی را برانگیزد. [ 2 ] کشاورزان از معرکه برکنار ماندند، تصور کردند که کشمکش، جدال و ستیز بین مردم شهرنشین است. سه ماه پس از این که نیروهای خمینی قدرت را بدست گرفتند، اکثریت عظیمی از کشاورزان روستاهای نزدیک تهران عقیده داشتند که شاه پس از معامله با رهبری اسلامی به سلطنت بازخواهد گشت! زارعین انعطاف پذیر بودند. روستائیانی که به شهرها مهاجرت کرده بودند و از بحران اقتصادی صدمه دیده بودند، مشتاق به پیروی از ملاهای ناراضی بودند. تا نوامبر 1978 که دورنمای سقوط رژیم شاه پدیدار گردید، روستائیانی که در روستاها بودند، همه بطور یکسان خواستار شرکت در راهپیماییهای دولتی بودند.
اگر سازمانهای گسترده انقلابی مخفی تشکیل نمی گردیدند، با وجود همه مشکلات، انقلاب اتفاق نمی افتاد و یا می توانست به مسیری کشانده شود که اساسا متفاوت باشد. البته با وجود شبکه مسجد به روحانیون افراطی امکان داد تا بر اوضاع تسلط یابند و سپس تحول نهضت را کنترل کنند. برای خمینی آسان بود که با بسیج یک گروه فعال و موثر به رهبر پیامبر گونه متعصبین مذهبی تبدیل شود. در دوران حکومت شاه در ایران، روحانیون از سال 1963 تا 1977 یک نیروی حاشیه ای بودند که بطور فزاینده ای منزوی می شدند. بنابراین جای تعجب نیست که بنیادگرایان، نظام سیاسی سلطنتی را رد کرده و سیاستهای افراطی ضد دولتی را در پیش گیرند. [ 3 ] از نظر تاریخی، مهمترین پی آمد انقلاب، ممکن است اثبات ظهور مذهب به عنوان یک نیروی مهم سیاسی باشد. با درهم آمیختن ایدئولوژی حکومت الهی و قدرت انبوه مردم بر مبنایی درست، شق دیگری از انقلاب ارایه میشود که مارکسیسم و دیگر نمونه ها را تکامل می بخشد. این طریقی است که قدرتی دیگر مبتنی بر توجیهی متفاوت جانشین قدرت و مشروعیت شاه و یا هر رهبر غیر مذهبی دیگر می شود، و از نظر موضعی هدف خود را بدون توسل به خشونت به انجام می رساند. در این حالت بنیادگرایان اثبات کردند که حتی یک نیروی مسلح قدرتمند می تواند از دوران متلاشی شود. مهترین عامل مضطرب کننده در مورد جنبش اسلامی خمینی، دکترین جنبش نیست بلکه بسیج موثر آن بود که گروههای مختلف اجتماعی را برای حمایت از یک حکومت اسلامی در یک سازمان سیاسی متشکل کرد. برتری روحانیت، آنچنان که خمینی ادعا کرد، نشان ضمنی به مبارزه طلبی دولتهای غیر مذهبی در همه جاست. اگر این پدیده به موجودیت و مقاصد خود ادامه دهد، روش دیرین غرب را مبنی بر جدایی حکومت و کلیسا تغییر خواهد داد.
تسلط روحانیت در ایران، جنبش خمینی را از شورش ساندینیستها در نیکاراگوئه، گروهی که در بسیاری موارد مشابه ایرن است، متمایز می سازد. سال 1979 در نیکاراگوئه، یک جنبش انقلابی در اصولی مبهم توسط یک گروه از نخبگان سازمان یافته رهبری شد، اما در آنجا مبارزه برای تحقق یک حکومت الهی نبود. در هر دو کشور، علی رغم حضور ابرقدرت آمریکا به عنوان تامین کننده تجهیزات نظامی، جنبش مردمی قادر بود که اول ناراضیان و سپس اکثریت عظیمی از جامعه را بسیج کند و تا جایی پیش برود که کشور را از اجرای وظایف خود باز دارد. نتیجه در هر دو کشور، بر کناری فرمانروایی که اهرمهای سنتی قدرت را در اختیار داشت اما نتوانست از آنها بهره بگیرد. شاه و سوموزا هنگامی که کوشیدند تا به دلایل سیاسی نیروهای نظامی را، خواه با قدرت کامل و یا در سطحی پایین تر به کار گیرند، هر دو، به این دلیل که دریافتند اگر چنین کاری بکنند وضع بدتر خواهد شد ونه بهتر، عجز مشابهی احساس کردند. در نیکاراگوئه، ساندینیستها ظرف دوماه یک دولت کارآمد ایجاد کردند. در ایران هنوز مردم رأی و نظری ندارند اما امکان موفقیت متداوم برای حکومت خمینی تیره و تار به نظر می رسد.
اعتقادات ملی و مذهبی مبارزین اسلامی که در فوریه 1979 به مشروعیت و قدرت رسید، نه توان تشکیلاتی دارد که ایران را اداره کند و نه دارای یک فلسفه و یا برنامه ای عقیدتی است که در درازمدت بتواند اکثریت مردم را جذب نماید. امروزه رهبری اسلامی از حمایت شوریده جمعی و پشتیبانی توأم با نگرانی گروهی دیگر و «بیعت توأم با بی تفاوتی » بسیاری از مردم بهره مند است. به هر حال، همچنان که فروپاشی اقتصاد ایران ادامه می یابد، گروههای قبیله ای و چپگرایان با جذب هواداران به آرمانهای خود بیش از پیش نیرومند می شوند. جاذبه روحانی خمینی، جنگ با عراق و نبودن یک سازمان نیرومند مبارز، موچب شده است تا نهضت اسلامی، هرچند ضعیف، کنترل را به دست گیرد.
اگر چه مردم روستا از شور انقلابی سرشار نبودند اما مخالفین به دلیل استراتژی سازمانی خوب و به علت ناکافی بودن عکس العمل دولت در برابر رشد نارضایتیها، توانستند ابتکار سیاسی را از دست شاه خارج کنند. اقدام سریع توسط نخبگان حکومت برای کنترل ناآرامیها، چه از طریق انجام اصلاحات و یا درهم شکستن انقلابیون به وسیله نیروهای نظامی ویا به کارگیری هر دو مورد، می توانستند انقلاب را متوقف و یا آن را از مسیر خود منحرف سازد. این استراتژی کج دار و مریض شاه بود که موجب رشد احساسات انقلابی گردید و میانه روهارا به سویی راند تا به کسانی نزدیکتر شوند که خواستار سرنگونی نظام موجود بودند ونه سازش با آن. انقلابهای موفق، طبیعتا به سوی مواضع تند و تعصب آمیز میل می کنند. این که آیا آنچه در ایران اتفاق افتاد ناگزیر باید از این الگو تبعیت می کرد امر چندان مسلمی نیست. اگر شاه در دهه 1970 برای توسعه نظام سیاسی مملکت یک کوشش جدی به عمل آورده بود، مطمئنا نتیجه ای متفاوت به دست می آمد. شاه مردد بود، چرا که از پی آمدهای اقدامات مختصری که طی سالهای 1961 و 1962 برای دادن آزادی بیشتر به عمل آورده بود، خرسند نبود. متاسفانه تشویق مردم به مشارکت در امور سیاسی، شاه را با خطراتی درگیر کرد که برای پذیرفتن آن آمادگی نداشت. شاه اگر بیشتر انعطاف پذیر بود شاید بطور کلی انقلاب رخ نمی داد و یا دست کم زمینه تسلط انقلابیون میانه رو بیش از افراطیون فراهم می گردید. اما محمدرضا پهلوی فاقد درک و احساس بود و قادر نبود نتیجه حاصل از ناتوانی خود را در انتخاب بین فرصت دادن به مردم برای مشارکت در امور مملکت و یا تشدید اقدامات خود، پیش بینی کند. شاه با این وقت گذرانی لعنت هر دو جهان را به جان خرید.
چگونه یک نظام سیاسی فرو می ریزد
بسیاری استدلال کرده اند که شاه باید برای حفظ نظام سیاسی پهلوی با قدرت کامل عمل می کرد. در حالی که شاه به دلایل خاص خود از ارتش جلوگیری به عمل آورد.- به دلیل عدم تمایل در قتل عام مردم و ترس از این که با اعمال خشونت، پسرش نتواند جانشین او بشود- به علت تسلط شاه بر جریانات تصمیم گیری، رهبران دستگاه حاکمیت مایل نبودند که بدون اطمینان از جانب شاه شخصا دست به عمل بزنند. از 1963 تا 1978 شاه تمام قدرت سیاسی و تصمیم گیری را در اختیار خود گرفت. سیاستمدارانی که از اعتبار برخوردار بودند و برای حفظ شاه، مهارت سیاسی داشتند و او را از مشکلات آگاه می کردند یا مرده بودند و یا از نظر سیاسی بی اثر شده بودند. هنگامی که فشار بالا گرفت، اکثر نخبگان به کشورهای خارج کوچ کردند و برای اقامت همیشگی خود جوامعی را برگزیدند که ارزشهای حاکم بر آن جوامع بالاتر از ارزشهایی بود که برای ایجاد آن در کشور خود کوشیده بودند، به خصوص که پس از پیروزی، بنیادگرایان همه آنچه را که نخبگان ایجاد کرده بودند خنثی کردند.
امتناع شاه از تقسیم قدرت با اطرافیان دستچین خود در حزب رستاخیز، این حزب را به عنوان یک قدرت سیاسی به شدت نابود کرد. شاه که خویشتن را به کانون وفاداران ارتشی مبدل کرده بود، به هنگام بحران در اوت 1978 تا فوریه 1979 موجب شد تا بلندپایگان نظامی از دست زدن به عمل منع شوند، چرا که شاه، آنها را حتی در مواردی که قضاوت درست تری داشتند از اقدام بازداشت. در سپتامبر 1978 مهارت سیاسی شاه شدیدا زیر سؤال بود و هنوز هیچ یک از مشاوران مورد اطمینان، دوستان قدیمی و یا سیاستمداران جدید برای ارایه طرحی در جهت ایجاد وضعی مورد قبول چه از طریق چه از طریق اعمال خشونت و یا اقدامات صلح آمیز قدم پیش نگذاشته بودند. جمع افراد صمیمی اطراف شاه هیچ گاه گروه بزرگی را تشکیل نمی دادند و این گروه، با کنار گذاردن رهبران سیاسی، به تدریج کوچکتر شد و از واقعیتها جدا افتاد. در ماه نوامبر شاه برای مذاکره با مخالفین و انقلابیون متعهد که حالا در کنار یکدیگر صف آرایی کرده بودند دیگر کسی را نداشت. در این ضمن مخالفین با دقت و احتیاط، مفهوم قدرت و مشروعیتی را که به مدت 50 سال توسط رضاشاه و محمدرضا شاه در ایران حفظ شده بود به تدریج از میان برد.
احساس عدم اطمینان شاه و سیاست تردید آمیز او که طبیعت سیاستهای رژیم پهلوی بود، منجر به سقوط سیاسی کشور گردید. هیچ نهاد مستقلی برای جلوگیری از درهم شکستن نظام و جذب برخی از قدرتها که در حال فروپاشی بودند وجود نداشت. نه شاه و نه نیروهای مسلح او آنقدر نیرومند نبودند تا برای تظاهراتی که در حال نابود کردن حاکمیت بود محدودیتهایی ایجاد کنند. اقدامات ناچیز ارتش در بحرانهای شدید- ژوئن 1978 برای جلوگیری از شورش، سپتامبر برای اعاده نظم پس از قضیه میدان ژاله، و ماه نوامبر برای آرام کردن تهران- فقط بطور موقت فروپاشی نظام را متوقف ساخت. کسانی که برای پیروزی برنامه ای جامع را داشتند انقلابیون بودند و نه شاه و دولت او. در پایان ماه نوامبر مخالفین بسیار نیرومند شدند و پیشرفت حوادث چنان با سرعت فزونی گرفت که هر گونه تلاش جدی برای متوقف کردن و یا منحرف ساختن انقلاب منجر به خونریزی شدید می گردید. قبل از این زمان شاه اندک مجالی برای تدبیر داشت، اگرچه در آغاز ماه اوت این امکانات شدیدا رو به کاهش نهاد.
شاه چه می توانست بکند؟ پاره ای استدلال می کنند که جز سرکوبی جنبش چریکی به هنگام شروع عملیات در آغاز سال 1970 چاره ای نداشت. تا آن زمان شاه کشور را با ابزار سیاسی اداره می کرد- ریشخند کردن این، اغوا کردن آن و رشوه دادن به دیگری- و از نیروی نظامی به عنوان یک وسیله برای کنترل کشور استفاده میشد. همچنان که توجه شاه به مسایل بین المللی معطوف گردید و گروهههای شورشی جسورتر شدند، شاه به ساواک بیشتر متکی گردید و عملا می گفت « خودتان مشکل را حل کنید و مزاحم من نشوید». ساواک دستور را با شدت اجرا کرد و کسانی که نارضایتی اندکی داشتند با خشونت به اردوی مخالفین رانده شدند. به هر حال، مخالفین زمانی واقعا نیرومند شدندکه شاه در سال 1977 تصمیم گرفت به مردم اجازه دهد تا در فعالیتهای سیاسی مشارکت بیشتری داشته باشند. مخالفین از قِبَل نارضایتیها که اوج می گرفت برای ایجاد برنامه سیاسی استواری که بتواند جایگزین عملیات جنگ و گریز چریکها باشد سود بردند. با تبدیل نظام ایران به نظام سیاسی تک حزبی، شاه ایران مطمئن شد کسانی که رژیم را حمایت می کردند درگیر فعالیتهای سیاسی «قابل قبول» خواهند شد. اما عکس العمل ناشی از نظام تک حزبی به جای جذب مخالفین میانه رو، منزوی کردن چپگرایان و بی تحرک ساختن مرتجعین مذهبی، موجب شد تاگروههایی که خارج از حزب واحد بودند به سوی همبستگی رانده شوند. ائتلاف مخالفین بین ناراضیان غیر روحانی که از مهارتهای سیاسی برخوردار بودند و رهبری مذهبیون افراطی و میانه رو شکل گرفت. گروههای غیر متجانس تنها بر پایه دشمنی با رهبر کشور متحد گردیدند. از آنجا که چاره اندیشیهای شاه چه در زمینه فشار و تهدید و یا جلب و تحبیب، سخت ناهنجار بود، گروه افراطی تر صف مقدم مخالفین- مذهبیون مرتجعی که در اطراف ملاها حلقه زده بودند- مورد حمله قرار گرفتند.[ 4 ] موضوع اصلی، مشارکت مردم در امور سیاسی بود. همچنان که شاه، به سمبل سیاست درهای بسته مبدل می گردید آنچه توسط مخالفین ارایه می گردید باعث می شد که حتی قشرهای میانی جامعه خواسته ها و انتظارات بیشتری از شاه داشته باشند. شاه تا روزی که درگذشت درک نکرد که رفاه اقتصادی مردم کشور کافی نبوده است. همین که زندگی مردم به یک سطح قابل قبول رسید مردم می خواستند بدانند که امور مملکت چگونه اداره می شود. شاه مردد بود که آیا به مردم آزادی بیشتری بدهد و مردم را بفریبد که راست یا دروغ باور کنند از آزادی سیاسی برخوردارند و یا از پذیرفتن درخواستهای مردم امتناع ورزیده و آنها را مجبور به اطاعت سازد. فاجعه این است که شاه هرگز نتوانست تصمیم بگیرد که کدام راه درست است.[ 5 ]
نفی تجدد از سوی انقلابیون
اکثریت عظیمی از ایرانیان به منظور « پاکسازی» سیاست پیشرفتهای اقتصادی ایران ائتلاف انقلابی را پشتیبانی کردند و نه برای معکوس کردن جریان پیشرفت آن. اما بنیادگرایان اسلامی اطراف خمینی آنچه را که در جامعه ایران «غرب زدگی» می نامند رد می کنند و به جای آن درصدد بازگشت به راههای کهنه و نفی همه کوششهای نوسازی هستند. حزب جمهوری اسلامی توانایی دگرگون کردن سیاستهای اقتصادی شاه را دارد اما کمتر سیاست سودمندی دارد که جای آن را بگیرد. احتمال داده نمی شود که مخالفت با نوسازی به عنوان یک سیاست قابل دوام باقی بماند. سال 1979 تولید ناخالص ملی حداقل 20 تا 25 درصد کاهش یافت و این تنزل در سال 1980 بسیار بیشتر بود. با این همه اکثر ایرانیان عیبی در بهبود وضع اقتصاد کشور نمی دیدند. ملاحظات عمل دلبستگی شدید مردم را به اسلام تعدیل می کرد.
با این همه، یکی از دلایلی که موجب مخالفت با شاه شد این بود که بسیاری از مردم فکر میکردند که کمتر از استحقاق خود دریافت می دارند. بنیادگرایی خمینی با توجه به آشفتگیهای جدی اقتصادی، بدون یک نوع تحریک فوق العاده مردم مثل موضوع هجوم عراق، نمی تواند به عنوان یک ایدئولوژوی به مردم ارایه شود. این بنیادگرایی برای حفظ دستاوردهای سیاسی خود مشکلات زیادی خواهد داشت.
بنیادگرایان اسلامی در حال تحمیل منهیات دیرین اسلامی که فراموش شده است بر یک جامعه انقلابی هستند. مشروبات الکلی غیر قانونی است و قابل پیش بینی است که بازار سیاه رواج یابد. یکی از موفقیتهای ناچیز آیت الله مبارزه با موسیقی غربی است که «نوار قاچاق» در همه جا یافت می شود. قضاوتها و محاکمات انقلابی، سریع، شدید و بیش از حد مستبدانه است. احکام مربوط به عهد عتیق مانند سنگسار زناکاران و اعدام متهمین به همجنس بازی، موجب فریاد و فغان همان سازمانهای حقوق بشر شده است که در زمان شاه نسبت به اتهامات کم دامنه تر و مجازاتهای کم اثرتر اعتراض می کردند. از بی رحمی پلیس کاسته شده است اما هرگز از بین نرفته است. خشونتهای بی دلیل و تصادفی به جایی رسیده است که بسیاری از شهروندان خود را امن تر از زمان شاه نمی بینند.
در آموزش و پرورش اصول اسلامی دوباره مورد تاکید قرار گرفت. به منظور به حداقل رساندن کار مراکز آموزش عالی، از ژوئن 1980 دانشکده های علوم انسانی و هنری، در دانشگاههای مهم کشور بسته شدند، تنها دانشکده های پزشکی و علوم بازماندند. کلاسهای مختلط از بین رفت. معلمین اجازه ندارند تا در دروس آمار برای توضیح احتمالات از تاس تخته نرد استفاده کنند، چرا که اسلام قماربازی را حرام می داند. کتابهای درسی تاریخ دوباره نوشته شد و عکسها و صفحاتی که مربوط به نظام شاه بود از کتابهای درس تمام مدارس ابتدایی، متوسطه و دانشگاهی حذف گردید. بسیاری از قدیمیها و معلمین با صلاحیت که پیشگام حرکت انقلابی بودند توسط جوانهای بی تجربه اما پر حرارت کنار زده شدند. تحصیل کرده های دانشگاههای غرب که اصولا با سرنگونی شاه موافق بودند، به علت توهینی که به اعتقادات« فاسد » آنها می شد هرگاه فرصت به دست می آوردند از کشور خارج شدند. اواسط سال 1980 یک فیلسوف کهنسال اسلامی در تهران اظهارنظر کرد که «فاصله ای که ایران امروز را از قرون وسطی جدا می کند بسیار ناچیز است».
اکثریت بزرگی از کشاورزان و قشرهای فرودست جامعه شهری به اصول مبارزه خمینی علیه نوسازی و ارزشهای فرهنگی غرب کاملا بی علاقه هستند. آنها از احیای اسلام، فعال شد مجدد قوانین قرآنی و سخت کردن محدودیتهای زمان خوشحال هستند اما از گزارشات مربوط به توسعه فساد بین ملاها و به خصوص شایعات مربوط به ارسال مبالغ هنگفت به خارج توسط ملاها ناخشنودند. اینک پرسشهایی مطرح است که چرا کشور، تحت حکومت شاه از نظر اقتصادی وضع بهتری داشت در حالیکه طبق گفته خمینی و افراطیون اسلامی، شاه ثروت مملکت را می دزدید و مردم را فریب می داد. این مردم تهیدست شهری بودند که نیروی انسانی تظاهرات انبوه مردم را تامین می کردند. این مردم، سرانجام آمادگی آن را دارند که آنن را دارند که آلت دست دیگران، به خصوص فداییان و حزب توده که بدون تب و تاب اسلامی طرفدار راه حلهای ریشه ای اقتصادی هستند قرار گیرند.
همچنان که مفاهیم اقتصادی بنیادگرایان روشن بشود، قشرهای میانی جامعه نیز و به خصوص زنها بطور فزاینده ای بیزار خواهند شد. در حالی که تمایل شرکت این بخش از جامعه بای احیای امور اقتصادی و تجاری ایران ضروری است.
قوانین اسلامی با گسترش کمبودها، ادامه بیکاریهای زیاد و ضعیف شدن حس میهن پرستی، مشوق رشد چپگراها و و گسترش احساسات ضد مذهبی شده است و شادی انقلابی به ستیز و خون ریزی تبدیل گردیده است قانون اساسی اسلامی اقلیتهای قومی و نیز اغلب رقبای مذهبی خمینی را که بیشتر میانه رو بودند بیزار کرد و هر دو گروه از شیعه گری خاص خمینی دچار ترس شدند. محاکمات انقلابی بر مبنای قوانین اسلامی و محکوم کردن مقامات پیشین به اتهام «محاربه با خدا» و «مفسد فی الارض» همان نتیجه ناخواسته را برای خمینی دارد که عملکرد ساواک برای شاه داشت . افراد خانواده کسانی که به قتل رسیدند دشمن حکومت اسلامی شده اند . بستگان قربانیان بالقوه سرشار از ترس و نفرت گشته اند. در حالی که بسیاری از نزدیکان انها که اعدام شده اند به خارج گریخته اند بسیاری دیگر برای گرفتن انتقامی شدید و مخالفت بی امان با ملارها در ایران باقی مانده اند.
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 39 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید